به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین
هفتمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات با موضوع محوری «کارآفرینی دانشبنیان» یک نقطه عطف است که امیدوارم نویدبخش تغییری اساسی در جهتگیریهای ما در عرصه برنامهریزی، آموزش، و پژوهش در رشتههای مختلف به ویژه علوم اطلاعات باشد. نظام دانشگاهی در مسیرِ همگامی با نیازهای بنیادین و روزمره جوامعِ پیرامونی خود یک سفر تکاملی را طی کرده است. دانشگاههای نسل اولِ آموزشمحور به دانشگاههایِ نسل دوم ِ پژوهشگرا تغییر رویکرد داده و با گذشت زمان با مفهوم کارآفرینی آشنا شدهاند. این دانشگاهها به دانشگاههای نسل سوم معروفاند. دانشگاه کارآفرین را باید میانجی و نقطه اتصال دو نسل پیشین و دو نسل بعدی دانشگاهها یعنی دانشگاههای اجتماعی و دانشگاههای فراجهانی (متاورسیتی) در نظر گرفت. دانشگاههای کارآفرین بیشتر از آنکه به محفوظات و برنامههای گذشتهنگر توجه کنند، به نوآوری و پرورش نیروی انسانی خلاّق گرایش دارند. نسلی که قرار است در عصر جدید و آیندهای متحول ایفای نقش کنند و با چالشهای نوین عصر هوش مصنوعی، جهانِ به هم پیوسته و تغییراتِ شتابان ارتباط برقرار کنند. همین امر، مسئولیت دانشگاهها را سنگینتر از قبل کرده و برنامهریزی و اجرا برای همگامی با تحولاتِ نوین را بسیار دشوار ساخته است.
آموختنِ آموختهها که سالیان متمادی در دانشگاهها رایج بوده است، در دانشگاههای نسل نوین تنها بخشی از برنامههاست. آموختنِ آموختن، ساختن، و تعالی مهمترین سرخطِ برنامههای دانشگاه کارآفرین است. در دانشگاه کارآفرین همگامی با تحولات وظیفهای سنگین اما ضروری است که مدیران، مدرسان، و فراگیران موظف به انجام آن هستند. دانشگاه کارآفرین، نقطه اتصال نیازمندیهای صنعت 5.0 و جامعه 5.0 به فضاهای دانشاندوزی و دانشورزی است. مفاهیمی مانند کارگزاران دانش، پارکهای علم و فناوری، مراکز رشد، کارآفرینی و نوآوری، هستههای فناوری، ناحیههای نوآوری و نظایر آن کلیدواژههایی برای تولید ادبیاتی متفاوت هستند که پیش از نسل سوم در دانشگاهها مسبوق به سابقه نبوده است. اینکه برنامههای آموزشی دانشگاهها در جهان و همچنین در ایران تا چه اندازه با این ادبیات همخوان و همگام شدهاند، پرسشی است که پاسخ دقیق به آن نیازمند بررسی دقیق میدانی است. اما پاسخ اجمالی احتمالا حکایت از ناهمگامی و نیاز به تلاش عاجل دارد تا از همگامیِ دانشگاه نسل پنجم با جامعه و صنعتِ 5.0 اطمینان حاصل شود.
همزمان با تغییرات نسلی در دانشگاهها، صنعت، و جامعه دو تغییر اساسی رخ داده است. نخست، فرصتهای شغلی فراتر از مشاغل سنتی (استخدام-محور) به سرعت افزایش یافته است. دوم، پروفایل شایستگی مورد نیاز برای ایجاد مشاغل یا اختیار کردن آنها به شدت تغییر کرده است. از این منظر، دیگر، مدارک دانشگاهی تنها تضمینکننده اشتغال نیست. از درهمکردِ تغییرات اساسی در «بازار کار» و «شایستگیهای نیروی انسانی»، مفهوم کارآفرینیِ دانشبنیان شکل گرفته است. کارآفرینیِ دانشبنیان نقطه اتصال فرصتهای گوناگون برای تبدیل داراییهای دانشی به ثروت در نظر گرفته میشود. چنانچه تاکنون آموختهها و گواهیهای دانشگاهی تضمینکننده اشتغال و درآمد بوده است، از این پس، شایستگیِ نوآوری و کاربستِ عملی دانش تعیینکننده موفقیتِ دانشآموختگان و نیروی انسانی در حضور موفق در بازارکار و جامعه در نظر گرفته میشود. آماده کردن دانشجویان، دانشآموختگان و نسل جوان و توانمندسازی مناسب آنان در نهایت به ارتقای جایگاه کشور در اقتصاد دانشبنیان خواهند انجامید. این امر نیازمند توجه جدی و تحولی به ساختار نهادی، محتوای پیشرانها، و جهتگیریهای ارزیابی و مشوقهاست.
تحلیل جایگاه کشور در رتبهبندیهای بندی جهانی مانند «شاخص جهانی نوآوری»، «رقابتپذیری جهانی استعداد»، «آمادگی دیجیتال» و نظایر آن نشاندهنده وضعیت مناسب کشورمان در شاخصهای مربوط به دانش و داراییهای دانشی است، اما در بخش مربوط به نهادسازی، تقنین، و تجاریسازی به ویژه در شاخصهایی مانند سهولت و پیشرفتگی کسبوکار با چالشهای جدی روبه رو هستیم. تحلیل دقیق این وضعیت به صورت مستمر توسط پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) انجام و به مراجع مربوطه عرضه میشود. یافته مختصر و مفید این تحلیلها این است که برای ارتقای کارآفرینی دانشبنیان لازم است تغییراتی عاجل در بخش آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی، تسهیل قوانین و مقررات کسبوکار، محافظت از داراییهای دانشی، تسهیل جریان دانش و نوآوری، حمایت از سازوکارهای جمع-سپاری، تقویت خوشههای نوآوری معطوفِ به کسبوکار، بازتعریف رسالت آموزش عالی و نظایر آن انجام شود. اکنون که برنامه هفتم توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور در حال نهاییسازی است، توجه به این سرفصلها می تواند زمینه را برای متناسبسازی جایگاه کشور و شکوفایی اقتصادی و فناوری فراهم آورد.
برای ترویج کارآفرینی دانشبنیان لازم است که پیگیری این مفهوم از دانشگاه به مدارس تعمیم داده شود. واقعیت این است که دوره دانشگاه به دلیل مشغلههای مختلف دانشجویان و دانشآموختگان برای فهم، پیادهسازی و اقدام در زمینه کارآفرینی بسیار دیر است. تغییر در ارزیابیهای ورود به دانشگاه از کنکور و پرسشهای تستی به استعدادیابیهای کیفی کارآفرینانه میتواند خانوادهها را برای سرمایهگذاری در کارآفرینی دانشبنیان تشویق کند. کاری که آنها امروز برای موفقیت در کنکور انجام میدهند. ورودیهای کارساز برای دانشگاه کارآفرین نمیتواند از کلاسهای کنکور بیرون بیاید. این درحالی است که برای برترینهای کنکور امکان انتخاب اختیاری دانشگاه محل تحصیل وجود دارد، اما سازوکاری برای امتیازدهی به استعدادهای کارآفرینی تعریف نشده است. لذا لازم است با همکاری وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری؛ وزارت آموزش و پرورش؛ معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و سایر نهادهای مرتبط همکاریهای ملی برای پیوند آموزشهای عمومی با آموزشهای دانشگاهی و حرفهای در قالب «امتیاز ملی استعدادهای کارآفرینی» شکل بگیرد. چنین امتیازی، موجب میشود، سرمایهگذاری در زمینه کارآفرینی عمومیسازی شده و به خانوادهها تعمیم یابد و خودِ این اقدام، بخشی از اقدامات مربوط به جمعسپاری برای کارآفرینی دانشبنیان است.
بنابراین، امروزه مسائلی کلان مانند اشتغال مولد دانشآموختگان دانشگاهی و بسترسازی برای نسل نوین نوآور، جانمایی فرهنگ کارآفرینی فناورانه در عصر شبکههای اجتماعی، سازوکارهای ارزیابی و ارزشیابی علم و فناوری در عصر نوین، تامین پیشرفته مالی پژوهش، فناوری و نوآوری در عرصه کارآفرینی دانشبنیان، ارزشآفرینی از داراییهای علمی و فرهنگی، همآفرینیِ خلاق بر بستر فناوریهای نوظهور و غیره پیش روی سیاستگذاران و برنامهریزان علم، فناوری، و نوآوری قرار دارد. اینکه چگونه با این مسائل روبرو شویم، چگونه از سرمایههای انسانی، ساختاری، ارتباطی، و فرهنگی برای ترویج و تقویت کارآفرینی دانشبنیان استفاده کنیم؛ چه شکلی از تقسیم کار و همکاری فرابخشی برای تسریع و تسهیل روند رشد و پیشرفت کشور مناسب است؛ چگونه پتانسیلهای نهفته و آشکار دانشکارانی مانند متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی، مراکز اطلاعات و کتابخانهها، میتواند فعالسازی شود؟ این مسائل به عنوان پرسشهای اساسی پیش روی اتاق فکر کنگره هفتم متخصصان علوم اطلاعات قرار گرفته است.
کنگره هر چند در روزهای 30 و 31 اردیبهشت برگزار میشود اما در طول یک سال گذشته دهها پیشنشست با هماهنگی دبیران محترم و با حضور اندیشمندان و مخاطبان به صورت برخط برگزار شده است. در روزهای کنگره نیز علاوه بر افتتاحیه با حضور مقامات و صاحبنظران، 17 پنل تخصصی با حضور اندیشمندان، دستاندرکاران و صاحبان تجربیات عملی در حوزه کارآفرینی دانشبنیان برنامه ریزی شده است. علاوه بر آن برگزاری سخنرانیهای انگیزشی و نشستهای تحلیل و بررسی مسائل نیز زمینه را برای آغازی بیپایان برای ایفای نقش موثر در کارآفرینی دانشبنیان فراهم آورده است. برای همه عزیزانِ برگزارکننده، حامی، و مشارکتکننده از درگاه خداوند متعال آروزی سلامتی و سعادت دارم.

